گردشگری کودک با رویکرد پایداری (قسمت اول)

  1. خانه گردشگری ویرا
  2. بلاگ
  3. گردشگری کودک با رویکرد پایداری (قسمت اول)
گردشگری کودک با رویکرد پایداری قسمت اول قبل از این که در مورد کودک و گردشگری کودک و اهمیت آن و تمام مسائل مرتبط به آن طرح موضوع کنیم ابتدا باید در مورد زمینه­ ها و فرصت ­ها و تهدیدهای گردشگری کودک و به صورت اختصار خود کودک بنویسیم. مفهوم پایداری و توسعه­ ی پایدار یعنی هم مراقبت و هم استفاده ­ی منطقی از منابع. این روند موجب حفظ منابع و در نهایت دسترسی نسل آینده به آن خواهد شد. به­ طور کلی، اصول توسعه­ ی پایدار سه اصول اساسی دارد؛ عدالت اجتماعی و اقتصادی، مشارکت در تصمیم­ گیری و…

گردشگری کودک با رویکرد پایداری (قسمت اول)

گردشگری کودک با رویکرد پایداری

قسمت اول

قبل از این که در مورد کودک و گردشگری کودک و اهمیت آن و تمام مسائل مرتبط به آن طرح موضوع کنیم ابتدا باید در مورد زمینه­ ها و فرصت ­ها و تهدیدهای گردشگری کودک و به صورت اختصار خود کودک بنویسیم.

مفهوم پایداری و توسعه­ ی پایدار یعنی هم مراقبت و هم استفاده ­ی منطقی از منابع. این روند موجب حفظ منابع و در نهایت دسترسی نسل آینده به آن خواهد شد. به­ طور کلی، اصول توسعه­ ی پایدار سه اصول اساسی دارد؛ عدالت اجتماعی و اقتصادی، مشارکت در تصمیم­ گیری و اجرا و گسترش آگاهی که در همه­ ی ابعاد و سطوح جامعه باید اتفاق بیفتد. در واقع، توسعه­ ی پایدار یک بازی برد-برد چه برای انسان حاضر، چه نسل آینده و چه منابع طبیعی خواهد بود. به مرور زمان همین مقوله­ ی توسعه­ ی پایدار به گردشگری هم راه پیدا کرد و موضوع گردشگری پایدار در دنیا مطرح شد.

خب، سؤالی که در این­جا مطرح می­ شود این است که چه می ­شود در برخی از جوامع توسعه ­ی پایدار اتفاق نمی ­افتد و یا جوامع به سمت توسعه ­ی پایدار و پایداری حرکت نمی­ کنند؟ و بالطبع هم خودشان و هم محیط­ شان آسیب می­ بیند که در بسیاری از مواقع غیر قابل جبران خواهد بود. جواب این سؤال شاید یک جمله­ ی ساده باشد، اما بسیار موضع مهم و تعیین­ کننده ای خواهد بود؛ نبود آگاهی و عدم آموزش درست در همه­ ی ابعاد و سطوح. واقعیت امر این است که علت اصلی عقب­ ماندگی همین مسئله­ ی نبود آگاهی در همه ­ی ابعاد و همه ­ی سطوح جامعه است؛ اما نگران نباشید. راهکاری وجود دارد که اگر جوامع به آن عمل کنند می­ توانیم بگوییم به سمت پایداری در حرکت خواهند بود. راهکار در پاسخی بود که مطرح کردیم و آن هم گسترش آگاهی در جامعه (مردم، سازمان­ها و دولت) است.

زمانی که آگاهی و شناخت در جامعه گسترش پیدا می­ کند هم­زمان باعث دو اتفاق بزرگ خواهد شد؛ یکی رنج و لذت توأمان به وجود می­ آورد؛ یعنی این آگاهی باعث می­شود در عین حال که لذت می­ بریم و می­ دانیم که جریان چیست از کمبودها، عدم مدیریت­ و نابود شدن منابع هم رنج ببریم و هم این که این آگاهی باعث به وجود آمدن مسئولیت و تعهدی در فرد می­ شود که در نهایت ممکن است دست به عمل زده شود؛

یعنی این­که فرد شروع به آموزش اطرافیان کند، یا کمپین تشکیل دهد و یا هر اقدام عملی دیگری که به گسترش این آگاهی می ­کند. به عنوان مثال؛ چشمه­ های باداب­سورت در حال تخریب شدن هستند و ما به عنوان یک بازدیدکننده ­ای که اطلاعاتی در زمینه­ ی زمین­ شناسی داریم و ابعاد زیبایی طبیعی را هم می­ شناسیم موقع بازدید از چشمه­ ی باداب­سورت بسیار لذت می­ بریم، اما زمانی که می­ بینیم زباله­­ های بسیاری ریخته شده و یا ماشین­ هایی که روی چشمه می­ آیند باعث تخریب محیط می شوند، به دلیل عقبه­ ی آگاهی که داریم ناراحت می­ شویم و حتی ممکن است مقایسه کنیم که کشور ترکیه با چشمه ­های پاموکاله ­ی خود چه رفتاری می­ کند، چه قوانینی گذاشته است و گردشگران را مجبور به چه نوع حفاظتی می­ کند بیشتر رنج خواهیم برد.

بنابراین؛ درست­ ترین و مهم ­ترین کاری که باید برای بشر انجام دهیم گسترش آگاهی و شناخت در تمام ابعاد جامعه هست تا این که بتوانیم انسان­های آگاه پرورش دهیم؛ انسان­ هایی که حفاظت از محیط را درک کرده ­اند و به سطح احترام انسانی و محیطی رسیده­ اند. برای رسیدن به این مرحله که بتوانیم انسان­های حفاظت­ گر میراث طبیعی و فرهنگی پرورش دهیم راهکارها و مراحلی وجود دارد؛ اولین مرحله فراهم کردن زمینه برای شناخت میراث طبیعی و فرهنگی و به ­طور کل میراث بشری است. دومین مرحله بعد از شناخت، دوست داشتن میراث هست و سومین مرحله حفاظت از میراث خواهد بود. بدین معنی که ما انسان­ها میراثی را حفظ می ­کنیم که دوست­ش داشته باشیم و میراثی را دوست خواهیم داشت که آن را خوب بشناسیم.

به­ طور کلی، میراث بشری به دو دسته تقسیم می­ شود: میراثی که از طبیعت به ما رسیده که در ایجاد آن دخالتی نداشتیم، اما آن را بسیار تغییر داده ­ایم و میراث فرهنگی که تماماً ساخته و پرداخته­ ی انسان است و البته که با توجه به محیط به وجود آمده. باید گفته شود که این دو نوع میراث نسبت به هم برتری ندارند و به موازات هم باید حفظ شوند مانند دو کفه ­ی ترازو که باید هم وزن باشند. پس، مهم است که مردمان یک جامعه­ ای نسبت به میراث فرهنگی و طبیعی خود آگاهی داشته باشند و حتی این حق را دارند.

در این بین، کودکان و نوجوانان بسیار نقش مهمی ایفا می­ کنند چون قرار است که آینده به آن­ها سپرده شود. یکی از وظایف ما به عنوان بزرگسال این است که سعی کنیم هم خودمان آگاه شویم و هم منابع را حفظ کنیم تا برای نسل آینده بماند و مهم­تر این است که زمینه را برای کودکان و نوجوانان خودمان فراهم کنیم تا بتوانند برخلاف ما تجربه­ ی آگاه شدن را در این سنین بچشند. پس، هدف اصلی ما تربیت و پرورش کودکان آگاه، مسئول و حافظ میراث خواهد بود. اگر این اتفاق بیفتد که می­توانیم بگوییم فکری برای کودکان این سرزمین کرده ­ایم و آینده ­ی روشنی برای ایران و کودکانش می­ خواهیم. ادامه در مطلب بعد…

 

نویسنده: ریحانه جمالی هنجنی

متولد ۱۳۶۲

لیسانس جغرافیای طبیعی

فوق لیسانس جغرافیا و برنامه­ ریزی توریسم

مدرس گردشگری و هتلداری

طراح دوره­ی ملی راهنمای تخصصی گردشگری کودک

طراح طرح ملی همیار گردشگر

تسهیلگر

مؤلف کتاب «فنون کاربردی راهنمایی در موزه»

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.

3 + پنج =

فهرست