مروری بر تاریخ فرش ایران ( بخش اول)

تاریخ فرش ایران سرگذشت رشتن و بافتن زنان و مردانی است که در سرزمین گسترده­ی فلات ایران، دست­بافته­های خود را با نقش و رنگی که از ذهنیت آنان برآمده بر تار و پود فرش می­نشانند و بی­ادعا این راه و رسم و سنت را به نسل امروز تحویل داده­اند. تاریخ فرش ایران بیشتر بر محور دست­بافته­های پرزدار و گره­دار است که به آن قالی گفته می­شود.

قالی هم در گذشته و هم امروز، یک نیاز برای زندگی روزمره­ی مردم به­شمار می­رود. با این توصیف مشخص است که در تمام دوره­های تاریخی در ایران قالی­بافی رواج داشته است، اما در تمام دوره­ها از رونق و قوت کافی برخوردار نبوده، در برخی حکومت­ها بنا به دلایل مختلف از جمله جنگ­ها و کشورگشایی­های مداوم، هنر قالی رو به افول رفته، در حدی که در تاریخ فرش اسمی از آن دوران یا حکومت خاص برده نشده و نمونه­ای هم وجود ندارد. در عوض در برخی حکومت­ها از جمله صفویان این هنر به اوج شکوفایی می­رسد و نمونه­های بی­نظیری را برای نسل امروز به یادگار گذاشته است.

بدیهی است که در این مطلب فقط از حکومت­ها و دوره­های تاریخی نام برده می­شود که رد پایی از فرش دستبافت در آن دیده شده، این رد پا گاهی به­صورت توصیف در کتب قدیمی، گاهی مربوط به کشف لوازم قالی­بافی و گاهی یک یا چند تخته قالی کشف شده است.

رد پای فرش در اسطوره ها 

بر پایه­ی روایت­های شاهنامه­ی فردوسی، مهم­ترین پادشاهان اساطیری ایران دو سلسله­ی پیشدادی و کیانیان بودند. حکیم توس در ابتدای شاهنامه، درباره­ی «گستردنی» و«رِشتن» در ایران اشاره دارد که آن را به تهمورث دیوبند (پسر هوشنگ از سلسله­ی پیشدادی) نسبت می­دهد:

هوشنگ پسری بود که او را تهمورث دیوبند می­نامیدند. تهمورث بر تخت پدر نشست ،سپس کردارهای نیکوی پدر را پی گرفت، موی و پشم میش و بره را رِشت و از آن، جامه و گستردنی بافت و پاره­ای از دَدان و مرغان را مانند یوز و باز و شاهین برای شکار به بند افکند و ماکیان و خروس را که پگاهان می­خروشند و دمیدن روز را نوید می­دهند به زندگانی مردم آورد.

پی از پشت میش و بره، پشم و موی      برید به رشتن نهادند روی

به کوشش از آن کرد پوشش به جای      به گستردنی بود او رهنمای

«محمدبن ­جریر طبری» در کتاب تاریخ طبری راجع به دوران تهمورث و اولین فرش­هایی که با استفاده از پشم و موی حیوانات تولید شده است می­نویسد: وی اولین کسی بود که از پشم و موی پوشش و فرش گرفت. طبری نه تنها راجع به تهمورث که بافتن فرش و رشتن الیاف ابریشم، پنبه و کتان را به دوره­ی او نسبت داده است، بلکه از سایر شاهان پیشدادی چون هوشنگ و کیومرث یاد می­کند که هر یک منشأ خدمات ویژه­ای در زمینه­ی دامپروری و کشاورزی بودند.

عصر مفرغ

اولین اطلاع و یا به­عبارتی کشفیاتی که نشانه­ای از هنر قالی­بافی در عهد مفرغ را با خود به­دنبال دارد مربوط به کارد قالی­بافی است که توسط «ا.ن خاوپین» از گورهای عصر مفرغ در ترکمنستان و شمال ایران کشف شده.

در نقاط مختلف ایران هم ابزارهای مختلف قالی­بافی کشف شده است که شرح مختصری از آن­ها را مرور می­کنیم:

استان فارس: روشن­ترین تصویر در خصوص قالی­بافی عهد مفرغ را دکتر علی حصوری به­دست آورده است. وی برای اولین­بار در سال ۱۳۵۴ هجری خورشیدی با ابزاری مواجه شد که پس از وقوع یک سیل و پدید آمدن یک گور توسط یک مرد قشقایی در شمال غرب راهجرد و در نزدیکی کامفیروز فارس پیدا شد. قطعه­ای که در انتها دارای زایده­ی کوچک سوراخ­داری است که بی­شک محل نصب دسته­ای چوبی است. این قطعه­ی بسیار ظریف ساخته شده که با اطمینان با این ظرافت نمی­ توانسته برای شکار و ضربه زدن استفاد شود و دلیل دیگر که این فلز را به ابزار بافندگی مربوط می­کند تنها دو قسمت کنار آن، یعنی دقیقاً لبه­ی دو تیغه­ی آن بر اثر طول کاربرد و احیاناً تیز کردن­های مکرر فرو رفته و قوس برداشته است. بی­شک این، یک کارد برش خامه (نخ قالی­بافی) بوده است.

استان خوزستان: دو مُهر گلین که در منطقه­ی شوش خوزستان یافت شده­اند و به­صورت آشکار چله­کشی را نشان می­دهند. گونه­ای چله­کشی که امروز شیوه­ی پیشرفته­ی آن در قالی­بافی با نام چله­دوانی مورد استفاده قرار می­گیرد.

مُهر گلین دیگری از این منطقه فرآیند بافت را نشان می­دهد. در میان این ُمهر، دار بافندگی افقی نقش شده به همراه دو شخص در دو سمت آن که در حال سامان دادن به بخش بافته شده هستند.

در منطقه­ی چغامیش خوزستان نیز مُهر گلین به­دست آمده که نقش دو بانو بر آن دیده می­شود. بانوی سمت چپ بر تخت نشسته و در حال ریسیدن نخ است و به­نظر می­رسد بانوی ارشد است، زیرا دو حیوان در پیش روی وی نقش شده­اند، یکی کژدم که نماد پیوند زناشویی می­تواند باشد و حیوان دوم اگر سگ باشد می­تواند نماد تجسم نیروی خیر و اگر آن را گربه در نظر بگیریم می­تواند نماد خورشید و مهر باشد. بانوی سمت راست احتمالاً ندیمه­ای است که بر بستری ساده نشسته و در حال مشک زدن می­باشد.

استان سیستان و بلوچستان: یکی از کانون­های تمدن بزرگ، دشت سیستان واقع در جنوب شرقی ایران است. این منطقه از طرف کاوشگرش؛ سید منصور سید سجادی «آزمایشگاهی بزرگ در بیابانی کوچک» نام گرفته است. شهر سوخته تپه­ای است در ۵۶ کیلومتری راه بین زابل و زاهدان. از این منطقه اشیاء زیادی به­دست آمده است که تعدادی از آن­ها مربوط به فرش حصیری، پارچه و ابزار بافندگی می­باشد.

نمایی از شهر سوخته

این اشیاء به سه دسته تقسیم می­شوند:

  1. پیدا شدن زیرانداز حصیری که از تنیدن الیاف گیاهی حاصل شده
فرش های حصیری یافت شده از شهر سوخته
  1. پیدا شدن منسوجات پارچه­ای اعم از زیرانداز، روانداز، لباس، طناب و تور ماهیگیری که طبق بررسی­های انجام شده ماده­ی اولیه­ی این بافته­ ها از پشم حیوانات بوده و از روش ریسندگی برای تار و پود استفاده می­شده است.
  1. نمایان شدن نقوشی که از بدنه­ی اشیاء به­دست آمده که امروزه در فرش دستبافت از آن­ها استفاده می­شود.

دوران هخامنشیان: پازیریک نقطه­ی عطف تاریخ فرش ایران و جهان محسوب می­شود.

با اطمینان می­توان گفت آن­چه در سال ۱۹۴۹ میلادی کشف شد تنها فرش از دوران شکوهمند پادشاهان هخامنشی است که تا به امروز به­عنوان یگانه سند موجود از قالی­بافی آن عهد مورد توجه تمام فرش­شناسان و محققان قرار گرفته.

در سال ۱۹۴۹ میلادی باستان­شناس روس (سرگئی رودنکو) هنگام کاوش در گورهای شاهان سکایی منطقه­ی پازیریک، در دامنه­های جنوبی جبال آلتایی در سیبری، به یافتن دست­بافته­ای کامیاب شد.

فرشی در اندازه­ی تقریباً مربع به ابعاد ۲۳/۱۸۹ در ۲۰۰ سانتی­متر و از آن­جایی که همراه با این فرش ابزار و وسایل دیگری هم­چون یک دستگاه گاری از گور یکی از بزرگان سکایی نیز پیدا شده احتمال می­رود این فرش برای مفروش کردن سطح گاری استفاده می­شده است.

برای سالم ماندن قالی بعد از حدود ۲۵۰۰ سال باید از دزدانی تشکر کنیم که بعد دفن اجساد برای غارت طلاهایی که همراه مردگان دفن می­شده به این مقبره­ها دستبرد می­زدند. دزدان به­طور ناخواسته بزرگ­ترین لطف را در حق آیندگان کردند و با شکافی که ایجاد کرده بودند باعث ورود آب به مقبره­ها شده و در سرمای زیاد سیبری این مقبره­ها تبدیل به گورستان همیشه از یخ شده بودند.

این فرش به دلیل محلی که در آن کشف شده پازیریک نام گرفته است و جنس آن کاملاً از پشم درست شده. رنگ اصلی آن در طول زمان به سایه­های صورتی روشن و سبز کم­رنگ تغییر یافته و در اصل هم، رنگ بسیار روشنی می­بایست داشته باشد. در متن فرش به تعداد ۲۴ عدد مربع که داخل هر یک، ستاره­ی هشت­پر وجود دارد نقش شده است.

در حاشیه­ی اول پس از زمینه­ی تصاویر، حیوانات افسانه‌ای شبیه به یک شیر بالدار قرار دارد که در اصطلاح به گریفین شهرت یافته که نشانه­ی پاسبانی و پاسداری است.

در حاشیه­ی دوم نقش ۲۴ عدد گوزن شاخ­پهن وجود دارد که نشان برکت و روزی است.

در حاشیه­ی سوم، گل چهارپَر به تعداد ۶۲ عدد وجود دارد که نشان خورشید و یا عناصر چهارگانه می­باشد.

در حاشیه­ی چهارم، تصویر ۲۸ اسب­سوارانی که به­صورت دو نفر در میان به تناوب بر روی اسب­ها نشسته و یا در کنار آن­ها ایستاده­اند وجود دارد. در این نقش گردن اسب­ها بیش از حد خم شده و یال­ها و کاکل تزئین شده و دم به شکل کمان گره خورده است. به­جای زین از پوست بز ریشه­داری شبیه به فرش همراه با جُل سفید عریضی استفاده شده و این امر نشان دهنده­ی جنگی بودن اسبان است.

در حاشیه­ی پنجم، تصویر مجدد همان حیوان افسانه‌ای قرار دارد.

شیوه­ی نقش­اندازی بر روی قالی پازیریک در سنت نقش­اندازی سرزمین ایران قابل پیگیری است:

  1. ترسیم گوزن و بز به­عنوان یک نقش بر روی ظروف نخودی­رنگ شهر سوخته که بیشتر بر روی لیوان­ها دیده شده است. هم­چنین یکی از شاخصه‌های بازشناسی قالی پازیریک این است که بر اساس گفته­های گریشمن و رودنکو، گوزن بافته شده بر پازیریک از تیره­ی گوزن زرد ایرانی است که این نقش­مایه هم بر اساس یافته­های شهر سوخته پیشینه­ای دیرین در حدود ۲۵۰۰ – ۳۲۰۰ پیش از میلاد دارد.

. نقش حاشیه­ی قالی پازیریک در جایی که سوارکاران یک در میان یا دو در میان در کنار اسب ایستادند و یا بر پشت اسب­سوارن نشان­دهنده­ی حرکاتی مشهور به سوارکوبی است که هنوز هم در جشن­ها و نمایش­های اسب­دوانی در ایران رواج دارد.

  1. گریفین ترکیبی از عقاب و شیر (شیردال) این نقش در بخش بزرگی از آسیای غربی دیده شده. به­طور مثال در بین سکاها در نقاشی­هایی که برای مراسم تدفین بوده کاربرد داشته. هم­چنین در حکومت­های بعد سکاها مانند عیلامی­ها این نقش استفاده می­شده و با توجه به میراث­داری هخامنشیان، این نقش عاریتی از هنر پیشینیان خود با مفهوم پاسبانی بوده است.
  2. الگوی چهارگوشه که در قالی نقش شده، همانند الگویی است که در جام زرین حسنلو و از منطقه­ی مارلیک گیلان کشف شده به­گونه­ای ساده­تر به­کار رفته.                                                                                               
  3. . نقش­بستن دم حیوان، نحوه­ی گره زدن کاکل و به شکل پر درآوردن آن­ها را در نقوش سنگی برجسته­ی تخت جمشید یا دسته­ی شمشیرهای ساخت پارس، یا تعدادی از سکه­ها و جواهرات دوره­ی هخامنشی و نهایتاً در صحنه­ی شکارگاه بشقاب نقره­ای در گنجینه­ی جیحون می­توان مشاهده کنیم.

     

بر اساس داده­های بالا می­توان گفت این دست­بافته از طرف سرزمین ایران به­عنوان یک هدیه به نیا و بزرگ سکایی پیشکش و یا بر اساس سفارش سر سلسله­ی سکایی بافته شده است. قالی پازیریک در حال حاضر در موزه­ی آرمیتاژ روسیه نگهداری می‌شود.

دوران سلوکیان: اسکندر پسر فیلیپ پادشاه مقدونیه در سال ۳۳۱ ق.م به ایران حمله کرد و تخت جمشید را به آتش کشید. پس از این حمله پادشاهی هخامنشی فرو ریخت و حکومت بعدی که جانشینان اسکندر بودند به نام سلوکیان بر تخت پادشاهی نشستند.

کنت کورث تاریخ­نویس عهد باستان درباره­ی فرش­هایی که در آتش­سوزی تخت جمشید طعمه­ی آتش گردید می­نویسد: ایرانیان خزائن تمام کشور را در این شهر (تخت جمشید) گرد آورده بودند؛ از جمله قالی­های گرانبهایی که فقط برای تجمل و شکوه و بساط عمارت سلطنتی در آن­جا گسترده بود که خارج از حساب بود. هم­چنین می­گوید: اسکندر مقدونی هنگامی که به پاسارگاد رسید تابوت آرامگاه کوروش بزرگ را با پوششی از یک فرش ظریف و نفیس یافت.

دوران اشکانیان: نخستین پایگاه خود را در سال ۲۵۰ ق.م به­وسیله­ی اشک اول بنیان نهادند. دوران حکومت طولانی و مهم پادشاهان اشکانی که حدود ۵۰۰ سال دوام یافت از مبهم­ترین روزگاران تاریخ ایران به­ویژه در ابعاد هنری آن می­باشد. مهم­ترین دلیل آن محدود بودن اسناد لازم در خصوص موقعیت آن روز ایران و در نهایت هنر بافندگی و قالی­بافی می­باشد. نکته­ی حائز اهمیت درباره­ی حکومت اشکانی، آشنا شدن بیشتر مردم ایران با ابریشم است. به واسطه­ی تجارت بین ایران و چین بافت منسوجات ابریشمی خریداران فراوانی پیدا کرد.

دوران ساسانیان: با فتح تیسفون در سال ۲۲۶ میلادی و بر تخت نشستن اردشیر، پادشاهی سلسله­ی ساسانیان شروع شد. در این دوره امور فرهنگی و هنر ایرانیان تحول چشمگیری یافت و هنر رونق گرفت.

درباره ­ی قالی دوره­ی ساسانی دو واقعه اهمیت زیادی دارند؛ یکی تکه­پاره­­ی فرشی از شهر قومس (نزدیک دامغان فعلی) و دیگری فرش بهارستان یا بهارخسرو که در حمله­ی اعراب از بین رفت.

فرش قومس: در سال ۱۹۶۷ میلادی چند تکه فرش پرزدار در بین منسوجات دیگر، از حفاری­های شهر قومس در مکانی سه طبقه که از خشت ساخته شده بود به­دست آمد. این قالی­ها اگر چه ظاهر زیبایی ندارند، اما به دلیل این­که از قدیمی­ترین قالی­های پیدا شده در ایران هستند ارزشمند می­باشند.

فرش بهارخسرو یا بهارستان: گفته می­شود که این قالی را خسرو انوشیروان برای سرسرای کاخ ساسانی در تیسفون سفارش داده بود. طرح این فرش شکل یک باغ را داشته با نهرهایی که فرش را به چهار قسمت تقسیم می­کرده است. حاشیه­ی فرش با سنگ­های گرانبهایی مانند: فیروزه، یاقوت، مروارید و زمرد آراسته بوده است که به­نظر بهاری سرسبز را تداعی می­کرده. به­گفته­ی «طبری» ابعاد این فرش شصت رش در شصت رش بوده است (رش یا ارش واحد طول است؛ فاصله­ی نوک انگشت میانی و آرنج). این فرش هنگام فتح تیسفون به دست جنگجویان فاتح افتاد و به­عنوان غنیمت جنگی به قطعات تقسیم و هر قطعه به فردی واگذار شد. تمام اطلاعاتی که از این فرش در دسترس داریم مربوط به توصیف تاریخ­نگاران باستانی است که به دو مورد از آن­ها اشاره می­کنیم.

روایت محمدبن جریر طبری در تاریخ طبری: «بساطی یافتند از دیبا شصت ارش در شص ارش به زمستان باز کردندی بدان وقت که هیچ­جای، گل شکفته نبوذی و به جهان اندر سبزی نبوذی و آن بساط را گرداگرد کناره­هاش همه به زمرد و به زبرجد سبز یافته… و عُمَر آن همه گوهرها و آن بساط را پاره پاره کرد…».

روایت ابوعلی مسکویه رازی در کتاب تجارب­الامم: «شصت گز در شصت گز بود. در نقش آن راه­ها می­دیدی و جویباری از گوهرها. بر کناره­های آن کشتزاری بود سرسبز و پر گیاه نگاره­هایی که در خور زمستان بود هرگاه مِیگساری می­خواستند بران می‌نشستند و گفتی که در بوستان  به بزم نشستند».

فرش را نزد عُمَر به مدینه آوردند، عمر مردم را گرد کرد… پس آن فرش را تکه­تکه کرد و در میان یاران تقسیم کرد.

منابع

تاریخ فرش (سیر تحول و تطور فرش­بافی در ایران)، فضل­الله حشمت رضوی، انتشارات سمت ۱۳۹۳

پژوهشی در فرش ایران، تورج ژوله، انتشارات یساولی ۱۳۹۳

قالین (چکیده­ای از تاریخ و هنر قالی­بافی مشرق­زمین)، دکتر طاهر صباحی، خانه­ی فرهنگ و هنر گویا ۱۳۹۳

زیراندازبافی در ایران، عبدالحسین قاسم­نژاد، انتشارات برگ نو ۱۳۹۱

دفتر دانایی و داد (بازنوشت شاهنامه­ی فردوسی)، دکتر میرجلال­الدین کزازی، انتشارات معین ۱۳۹۱

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.

فهرست